a desirable home

از خانه ای متروک تا خانه ای مطلوب

باتلاش اعضای خانواده ، کلبه روستایی که به تدریج انباری افراد محلی شده بود، به خانه ای راحت با اسباب و لوازم  مرسوم تبدیل شد.

زمانی که لورین و دیوید بنت اولین بار خانه شان را دیدند، فقط یک ردیف دیوار وستون بی سقف بازمانده از سه کلبه روستایی متروک مشاهده کردند که قدمت آن به سده هفدهم  بر می گشت. نمای بیرونی خانه از سنگ بود و اخیرا به عنوان انبار کاه و علف و گاهی طویله استفاده می شد.

لورین به یاد می آورد که تنها چهار دیوار خارجی خانه سالم بود و داخل آن به طور کامل خراب و متروک شده بود. هنوز تیره های اصلی در طبقه فوقانی بود اما بخش های زیادی از سقف فرو ریخته بود و حتی ممکن بود تیرک های ظبقه پایین نیز فرو بریزد. او می گوید:((ما همیشه در جاهای خلوت زندگی  می کردیم،اما با وجود دو دختر ۱۹ساله و ۱۶ساله ، دیگر خانه قبلی برای مان کوچک بودو دسترسی به شهر نیز دشوار شده بود،به طوری که مجبور بودم بیش تر وقتم را صرف رانندگی کنم تا آن دو به مدرسه و خانه     دوستان شان برسند.این خانه از نظر قیمت  مناسب بود، با این همه ،در ابتدا جریت بازسازی آن را نداشتیم و از خرید صرف نظر کردیم.می دانستیم اکر دست به تعمیر بزنیم، باید از پایه شروع کنیم ، زیراآخرین تعمیرات خانه به سال ۱۹۳۰ برمی گشت. دو سال جستجو کردیم ولی مورد مناسبی پیدا نشد ، بنابرین برگشتیم  و مجددا خانه را دیدیم و فکر کردیم  که می توانیم  آن را مطابق میل خود بسازیم.در کل ،

شوهرم زیاد از این قضیه راضی نبود و خوشحال می شد که من از خرید چنین خانه پر دردسری منصرف شوم.با وجود این ، من او را تشویق کردم تا سرانجام  رضایت داد.))

داخل ساختمان طرحی کاملا روستایی داشت ، پس باید طرحی راحت برای هال ،آشپزخانه ، اتاق نشیمن ، چهاراتاق خواب مناسب و دو حمام در طبقه بالا داده می شد . آنان از یک معمار و طراح داخلی کمک گرفتند و کارگرانی استخدام کردند تا کار به طور اصولی پیش برود. لورین در ادامه می افزاید ((جالب این   است که شیوه  و سبک خانه الهام بخش ما در آرایه ها  و فضا سازی داخلی بود و جسارت مرا در به کار بردن رنگ های تیره زیاد می کرد.اولویت اصلی من باز آفرینی حس درونی بود. ما تصمیم گرفتیم تا آنجا که می توانیم خصوصیات اصلی را نگه داریم و خانه ای معمولی و راحت بسازیم. برای مثال، در اتاق خواب ها و اتاق نشیمن بخاری های دیواری سنگی حفظ کردیم، همین طور تیرهای سقف در طبقه بالایی را. البته مایل بودیم بیش تر از این امکانات استفاده کنیم، اما به دلیل این که خانه متروکه بود، خیلی از آن ها خراب شده و از بین رفته بود.))

لورین هر روز بر تغییرات نظارت می کرد. طرح پیشنهادی دقیق بود، ولی او حس می کرد وجود ناظر برای حصول اطمینان ضروری است تا کار همان طور که مطلوب آن هاست به طور دقیق پیش برود. کار ساختمان ۹ ماه به طول انجامید، به ایم معنی که او زمان زیادی صرف رفت و آمد از خانه قبلی به اینجا می کرد. لورین می گوید:(( خوشبختانه به دلیل حضور مداوم من همه چیز طبق نقشه من پیش می رفت. فاصله منزلی قبلی ما تا اینجا ۱۰ کیلومتر بود و من باید هر روز می آمدم و برمی گشتم. گاهی وقت ها اتومبیل نداشتم، گاهی برف و باران می بارید، اما اگر هر روز این کار را انجام نمی دادم، فکر می کردم خانه را از دست می دهم. موضوع خیلی برایم جدی بود و می خواستم بهترین نتیجه را از کارم بگیرم.))

Similar Posts

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *